|
سلامی به گرمی آناهیت
به شما همراهان عزیز و گرامیم
سپاس مرا پذیرا باشید که همواره
یاریتان را خواهانم
در جایی که روزگارم سپری می شود
روز پدر فرا رسیده و این بار
از مهر پدر داد سخن خواهم داد
پدرم و تمامی پدران
روزت و روزتان مبارک
.......................الفـدریا................
پدر
پدر، ای که در آئینهء دل چون صفای سنبلی
در سرود صبحگاهی همنوای بلبلی
ای که در هر روز و شب چونان شبان بیقرار
از بر یک لقمه نان این سو و آن سو میروی
دستهای آشنایت را به درد روزگار
بوسه خواهم زد پدر ای نعمت پروردگار
ای که از غمگینیت دلها همه آزرده است
وز صدای خنده ات گلها همه بشکفته است
اشک تو جوشان کند دریای غم در سینه ام
ای پدر شادابیت خاموش سازد کینه ام
از خطوط چهره ات، از رنج نقش بسته بر پیشانیت
جز حدیث رنج انسان
غربت غمگین انسان
من دگر چیزی نفهمیدم پدر
خاک پایت سرمهء چشمان من
بودنت آرامش دنیای من
بی تو بودن ای پدر سایسته نیست
این زندگی
جان فدای مهر تو جانم به قربانت
پدر
|