تبليغاتX



Welcome....
Welcome......
من پارتم اشکانیم ارژنگ پاک مانیم
من پارتم اشکانیم ارژنگ پاک مانیم

از سپیدی صبح تا سایه گستر هور

HOMEPAGE E-MAIL BLOGSKIN

مهربانان این نوشته ادامه’ شعر قبلی است

Sat 21 Jul 2007-3:42 PM -الف_دریا

۲۵ روز ز مرداد گذشت

فصل مرگ نور من آغاز گشت

آن پری رو که زمانی نفس بود مرا

عشق و رو یا، هوس بود مرا

گوییا وقت وداعش بود و من غافل از آن

بیخبر در کنارش قصه ای میخواندم

خنده اش مستانه بود اما هزین

چهره اش معصومتر از هر زمان

گاه یک تکهء سیب گاه یک لقمهء نان

دخترم حیران بود

۲۵ روز ز مرداد گذشت

ناگهان خون بارید

آسمان غمگین شد

مرگ لیلی آمد

گل به گلدان پژمرد

خانه ام تاریک شد

دخترم  ،   دخترم

           معصومه ام

غرق در دریاچهء خونین شد

دخترم ، سرو نازم ، نوگلم

تخت خوابش خالی

          خانه اش تاریک و تار

شد سرای بی کسی

قامتش را

         سیه خاک

                بالین شد

۲۵ روز ز مرداد گذشت

دخترم در خاک سرد آرام گشت

دخترم

    در خاک سرد

              آرام

                 گشت

روانش شاد

الف ـ دریا

لینک ثابت

به یاد معصومه’ عزیز نوگل پر پر مهربان دوست و خواهرم. روانش شاد

Sat 21 Jul 2007-3:27 PM -الف_دریا

پنج مرداد بود

ساعت عشق و تلاطم

لحظهء شروع بیداد

یک تراوش از درد

پیچ و تابی از مهر

لذتی بی انتها

عاشقانه بی صدا

گاه میگفتم آه

هیجانی دلکش

در نگاه هستی

رقص یاس و ارغوان

چه تماشایی بود

           پنج مرداد بود

انتظارم به سر حد جنون آمده بود

یک پیاله شربتی از زعفران

گاه نای خسته ام را

نوا می بخشید

دیگر آرام و قرارم رفته بود

انتظار دیگر بس

گر چه دردم شیرین

آه یارب نوگلم را

هدیه از توست

آنقدر تابم ده تا به آغوش کشم

تیک ،تاک   تیک، تاک

این فضا سنگین است

آه یارب نوگلم را خسته از زندان است

این فضا سنگین است

خانه ام چشم به راه نور است

آه یارب توانم دور است

خسته ام

         چشمهایم

                چشمهایم

آه یارب ،  فرش رز میبینم

بوی شبو آمد

          درد کو؟

آه یارب ، نوگل من آمد

گریه اش شیرین است

گویی او سیمرغ است

آمده از آتش

خانه ام قد هزاران فانوس

نور باران گشته

نوگلم بشکفته

همچو نیلوفر برکهء عشق

با دو دستی کوچک

صورتی معصوم گون

دختری رویایی

         آه یارب    شکرت

پنج مرداد بود

       نوگلم بشکفته شد

دل به او دادم و عشق مادری

آنچنان ساختم او را جاری

تا که آمد بسان سروی

        دلبر و مستانه

        ماهتابی زیبا

دخترم خورشید وش

آسمانش آبی

        دخترم معصوم بود

 

 

 

 

لینک ثابت |

به یاد بانوی آواز ایران

Sun 15 Jul 2007-3:20 AM -الف_دریا

چی بگم دنیا برام سرابه

چی بگم آسمون عشق خرابه

چی بگم دنیا شده یه زندون

زندگی حباب روی آبه

چی بگم صدا دیگه صدا نیست

قصهءعشق به دل آشنا نیست

چی بگم نفس توی گلو مرد

غم نبودش چه دلا رو افسرد

رفتی و یادت تو خاطرامون

نشسته مثل عشق توی دلامون

اگه تو نیستی ولی صدات همیشه

نوای عشقه واسه لحظه هامون

میدونم دنیا دیگه نداره

جواهری مثل تو تک ستاره

اما بدون مهستی عزیزم

صدای تو صدای موند گاره

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به golshanedad میباشد.

::. من پارتم اشکانیم ارژنگ پاک مانیم .::