تبليغاتX



Welcome....
Welcome......
من پارتم اشکانیم ارژنگ پاک مانیم
من پارتم اشکانیم ارژنگ پاک مانیم

از سپیدی صبح تا سایه گستر هور

HOMEPAGE E-MAIL BLOGSKIN

حکایت سرزمین پدریست

Sun 5 Aug 2007-5:10 AM -الف_دریا

خامه خون گرید دگر بیداد بس

برگ ریزان اجل بر باد بس

بوی گل ، عطر سمین دیگر چه سود

شکوهء بلبل ز بیتابی گل هیهات بس

جام ، جا مانده ز ناکامی (می) کو میکده

طر قه و لبادهء درویش بر دیوار بس

اهل صحبت نیست دیگر پای یک منبر سخن

پیش امواج حوادث درد را فریاد بس

نالهء مرغ سحر دیگر نمی آید به گوش

شب نشینی در حریم یار بی مقدار بس

پیش نامردان خمودن تا به کی

سر به تعظیم و تکرم نزد هر بیمار بس

میرویم هر سو گریبان چاک از بی حرمتی

این پریشان حالی و این جان بی آرام بس

خون دل ما را نصیب از خوان افلاک ای دریغ

سوختن پروانه را از درد بی درمان بس

تار و پود هستیم بر باد رفت آوخ مرا

عشق بی معشوق در دیوان این دوار بس

لینک ثابت |

تو

Wed 1 Aug 2007-1:3 PM -الف_دریا

گوش کن  یک نفر آهسته

      تو را میخواند

در نگاه خستهء پنجره آرام

     تو را می کاود

روی گلبرگ گل رز

همچو شبنم در نسیم صبح

      تو را می جوید

گوش کن   این ترنم از صدای باران

روی آن ناوک غمگین

که هزاران است

          تنها

مانده در قامت دیوار

اشک چشم آسمان است

        تو را می بارد

گوش کن

     کولی دایره بر دست

تو را میکوبد

چشم خورشید

        تو را می نوشد

تاب گیسوی چهل گیس

        تو را میبافد

گوش کن

         گوش کن

نفس هور تو را میخواند

اشک لیلی

         تو را می شوید

گوش کن

این نوای عشق است

       که تو را میخواند

گوش کن

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به golshanedad میباشد.

::. من پارتم اشکانیم ارژنگ پاک مانیم .::