| |
باز گشتم
با کوله باری از غم
با دلی پر درد و رنج
ماتمی از سوختن پروانه
با نگاهی غمگین
که نظاره گر بود
نیستی را در دیار پدری
صد هزاران افسوس
صد هزاران آه ، آه
رو به هر سو کردم
بدتر از بدتر بود
تخت جمشید
معبد نیک بانو
جایگاه سخن انس و هور
خفتگاه کوروش
نقش جهان
حمام فین کاشان
پنج گنج همدان
طاق بستان
و چه بسیار دگر
کاش دیده کور بود و زبان لال
هر چه دید امروز
ویرانه تر از دیروز
ای وای چه رفت بر ما
ای کاش همین بود
غم بی غمخوار
درد بی درمان
فقر و رنج و بیداد
آوخ از درون بی فریاد
آوخ از ترس و سکوت
مرگبار رعب آور
همه رنگ و ظاهر
از درون نا آباد
خاک پاک ایران
از چه رفته بر باد |