|

|
بیا و همراهم باش در کنار شمعدانی های لب حوض نقاشی بنشین و نظاره کن رقص ماهیهای قرمز را که به ترنم باد موج میسازند از طنازی اخر انان نیز به بزم من امده اند تا ترکهای دیوار دلم را با غمزه بی الایش التیام بخشند اخر زاد روزم است روزی که من به دامان گیتی چون هزارانی غلطان قدم گذاشتم شمایان نیز مهربانان فانوسی بیاورید محفل کوچک ما نورتان را خواهان است بیایید
|
|