|
انقدر فراموشم کن
تا یاد من ات
از خاطرم خالی شود
وخاطرات مرددم
در کوچه های هوا خوری
دنبال یار بگردد
قابی برای خاطره های
غرق شده ات دست و پا کن
تا دریا فاصله ای نیست پشت همین مراودت زنگ زده
بوی گلاب می اید
کس جهات چهارگانه را با حواس پنجگانه مینگرد
حق با شماست
ما را فقط
تا چراغ قرمز اول بدرقه کنید
تا باران سبز نشود
نخواهم بارید
بی دغدغه
از پل چوبی خواهم گذشت
به مهربانی اب
اعتماد خواهم کرد
کمی دلم را به کوچه میزنم
تا بیشتر
دریا دل شوم
وقتی بهار در من جوانه زد
در تو خواهم رویید
حرفی برای گفتن
در من بکار
تا با صدای تو
خاموش شوم
ما در بن بست یک
کوچهء مشترک
جدا شدیم
|